حالم خوب نیست چرا رو حتی خودم هم نمی پرسم فقط دلم می خواد تنها باشم یعنی هم دلم می خواد تنها باشم وهم نه...دستهام خیلی خالیه...آغوشم...

دلم هیچ چیز نمی خواد...مردن دارم...از یه آدم هایی یه چیزایی انتظار نداری و وقتی اتفاق می افتن فراموش کردنشون سخته خیلی...دلی که می شکنه مثل چینی ای که شکسته..

و ناظری داره می خونه:به سراغ من اگر می آیید نرم وآهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من...

احساس می کنم ترک برداشته...

احساس میکنم اراده ام ضعیف شده دیگه به سادگی نمی تونم هر کاری رو که می خوام انجام بدم...

باید عوضش کنم خیلی چیزها هست که باید عوض بشه کاش بتونم...

ناگفته زیاد دارم و مجال اندک...

بر می گردم با دست پر...

 

 

/ 2 نظر / 14 بازدید
ترانه

سلام باتشکر از اینکه به کلبه من سرزدی من هم تنهاو غمگینم ولی یه جوری کنار آمدم تونیز کناربیا شعرهایت زیبا بود با زهم سربزن

ستاره....امروز من

سلام عزیزجان اول بگو ببینم چی شده که اینطوری حرف زدی؟؟ شکست عشقی داشتی ؟؟؟؟مثلا مثل من؟؟؟ ولش کن بابا هیچی ا رزش نداره که خودتو عذاب بدی محکم باش توی همه چیز و همه مسائل دنیا